ميرزا حسين النوري الطبرسي
327
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
كه جناب سيّد الشهدا عليه السّلام در روز عاشورا چون حمله مىكرد بر لشكر ابن زياد ، بعضى را مىكشت و بعضى را وامىگذاشت با آن كه به ظاهر متمكّن شده بود بر قتل آنها . پس از آن جناب سؤال كردند از سبب اين كار . فرمود : « پرده از پيش چشم من برداشته شد ، پس ديدم نطفههايى را كه در صلبهاى ايشان بود . پس شناختم آن را كه از نطفهء او اهل ايمان بيرون مىآيد . پس او را وامىگذاشتم از كشتن به جهت استخلاص آن ذريّه و ديدم آن را كه از او نطفهء صالحى بيرون نمىآيد ، پس او را مىكشتم . » امثال اين كارها شغل اهل ولايت است در تدبير امور خلق به نحوى كه ملتفت نمىشوند . پس نشود اعتراض كرد بر افعالشان ، بلكه واجب حمل آنهاست بر حكمت اجماليّه و مصالح عامّه بدون حجّت به علم تفصيلى بر آنها . در كمال الدين « 1 » مروى است از سدير از آن جناب كه فرمود : « به درستى كه براى قائم ما غيبتى است كه طول مىكشد زمان آن . » سدير پرسيد : چرا اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ؟ فرمود : « ابا نموده خداوند ، مگر آن كه جارى كند در او ، طريقهء انبيا عليهم السّلام را در غيبتهاى ايشان و به درستى كه لا بد است او را اى سدير ! از استيفا كردن زمانهاى غيبتهاى ايشان را . خداى تعالى فرمود : لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ « 2 » يعنى هرآينه خواهيد بود بر طريقه و سيرت مطابق سيرت و طريقهء آنان كه پيش از شما بودند . » و اين اشاره به همان وجهى است كه سابقا ذكر كرديم . سؤال هشتم : با اين همه اختلافات كه در ميان اماميّه پيدا شده در فروع و اصول ، چرا خود را براى چند نفر از خلّص شيعيان كه اقوال ايشان متّبع است ظاهر نمىكند و رفع آن اختلاف را كه
--> ( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 480 . ( 2 ) . سوره الانشقاق ، آيه 19 .